پیش از این در مطلبی مزیت ماساژ را در محل آسیب‌دیدگی عضله یا به قولی صحنه جرم تشریح کردیم. تغییر شکل جسمی بافت در طول ماساژ باعث کاهش تورم موضعی، افزایش زیست‌زایی میتوکندرا و تسریع بازسازی بافت آسیب‌دیده می‌شود. آیا این مسئله در تجربه احساسی ماساژ دخیل است؟ چگونه این آثار موضعی می‌توانند، باعث ایجاد احساس تمدد اعصاب و بهبودی کلی شوند؟ به‌طور خلاصه، نمی‌توانند. اینجاست که بحث ماساژ مغزی پیش می‌آید. مقاله امروز را به این موضوع اختصاص داده‌ایم. با ما همراه باشید…

ماساژ مغزی

ماساژ مغزی

این حس‌ها فقط در ذهن شما تصور می‌شوند:
برای درک آثار کلی ماساژ باید هورمون‌ها و پیام‌رسان‌های عصبی کنترل‌کننده وضعیت روانی را بررسی کنیم. همانند دیگر پدیده‌های فیزیولوژیک، اثر ماساژ نیز دو جنبه دارد که تقریباً شبیه مفهوم‌ یین و یانگ چینی باستان است.

سروتونین، پیام‌رسانی عصبی است که به‌وسیله نورون‌های ویژه (نورون‌های سروتونینرژیک) در مغز ترشح می‌شود. سروتونین، وضعیت روانی، گرسنگی و خواب را تنظیم می‌کند و حس بهبودی و رضایت را افزایش می‌دهد.

ماساژ، آزادسازی سروتونین را افزایش می‌دهد که دلیل اثر مثبت روانی ماساژ را توضیح می‌دهد که افراد علی‌رغم ماساژ شدید، در طول جلسات ماساژ به خواب می‌روند.

این هورمون، اثر مهم دیگری نیز دارد. غلظت سروتونین در پلاکت‌های خون بالاست. وقتی بافت‌ها دچار مشکلاتی مثل پارگی‌های کوچک عضله می‌شوند که بر اثر ورزش به‌وجود می‌آید، پلاکت‌ها در مکان آسیب‌دیدگی تجمع می‌کنند و سروتونین آزاد می‌کنند.

این اتفاق آثار متعددی دارد. رگ‌های کوچک موضعی را تنگ می‌کند و درنتیجه خونریزی را به حداقل می‌رساند. این کار، همچنین سلول‌های مشارکت‌کننده در فرآیند بهبود را جذب می‌کند و به بهبود بافت آسیب‌دیده شتاب می‌بخشد. (این مساله، یکی از دلایلی است که زخم‌های افرادی که پلاکت خون کمی دارند، دیرتر بهبود می‌یابد.)

دوپامین نوع دیگری از پیام‌رسان عصبی است است که تراکم آن با ماساژ افزایش می‌یابد. نورون‌هایی که از دوپامین به‌عنوان انتقال‌دهنده شیمیایی استفاده می‌کنند، (نورون‌های دوپامین‌ساز) سیستم پاداش را در مغزمان به وجود می‌آورند. بنابراین ماساژ، لذتی مشابه برقراری رابطه جنسی، نوشیدن لیوانی شراب یا در موارد نامناسب‌تر، استفاده از مواد مخدر تفریحی، مانند هروئین، را به فرد می‌دهد. تعجبی ندارد که برخی افراد به ماساژ «معتاد» می‌شوند.

اکسی‌توسین، «هورمون عشق» است که در مادران شیرده و افرادی که عاشق می‌شوند، افزایش می‌یابد. در کل، ماساژ، حس قرار گرفتن در جایی گرم و نرم را به فرد می‌دهد. افسوس، این اثر، محدود است و در گذر زمان از بین می‌رود و ممکن است دلیل سرد شدن اکثر روابط عاشقانه همین باشد. اکنون، موضوع پزشکی جالبی خواهید خواند. این هورمون هنگامی آزاد خواهد شد که ماساژ شدید نباشد، به‌عبارتی ماساژ باید با ملایمت صورت گیرد، چیزی شبیه به نوازش، همان‌طور که در سالن ماساژ انجام می‌شود. حال متوجه رابطه ماساژ با مغز انسان که آن را در این مقاله ماساژ مغزی می‌خوانیم، شده‌اید؟

اکنون از سوی دیگر یین و یانگ را بررسی می‌کنیم

massage brain- ماساژ مغزی

کورتیزول هورمون استرس است. این هورمون، باعث گرفتگی عروق می‌شود و درنهایت به افزایش فشار خون منجر می‌شود. هم‌چنین، باعث از بین رفتن سلول‌های NK (یاخته‌های قاتل طبیعی)، نوعی لنفوسیت در خط مقدم دفاع دربرابر عفونت نیز می‌شود. این هورمون، مانع عملکرد تعداد زیادی از سلول‌های مؤثر در درمان زخم نیز می‌شود. ماساژ، سطح کورتیزول و تاثیرات فیزیولوژیکی استرس را کاهش می‌دهد، فرآیند بهبود زخم را تسریع می‌کند و ایمنی دربرابر ویروس‌ها را افزایش می‌دهد.

اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین (که به آن آدرنالین و نورآدرنالین نیز می‌گویند)، هورمون‌هایی هستند که با واکنش جنگ یا گریز به استرس پاسخ می‌دهند. کاهش سطح این هورمون‌ها، به کاهش ضربان قلب، فشار خون پایین و سوخت‌وساز بیشتر گلوکوز، منجر خواهد شد. به‌طور خلاصه، تمام چیزهای خوبی که برای تمدد اعصاب نیاز داریم. این روال از کار را نیز ماساژ مغزی می‌گوییم. زیرا این مغز است که به بدن و عملیات ماساژ فرمان می‌دهد.

شواهد عینی

relaxing- ماساژ مغزی

چگونه شواهد عینی را از حالتی دریافت می‌کنید؟ چگونه آن‌را از احساس ناراحتی یا آرامش دریافت می‌کنید؟ این‌ها احساساتی بسیار عینی هستند که به خودپرداز بودن ذهن وابسته‌اند و به طور آشکاری، غیرقابل اعتماد هستند. با ضبط فعالیت در ماساژ مغزی توسط EEG، می‌توانیم به شواهد عینی نزدیک شویم.

نوسانات، در انواع مختلف امواج مغزی، با تمدد اعصاب یا با بیدار شدن، همراه هستند. طبق مطالعه‌ای در موسسه تحقیقات تاچ، ماساژ، باعث افزایش امواج دلتا (نوعی از امواج مغزی که با خواب عمیق مرتبط است) می‌شود. آیا به همین دلیل است که روی تخت ماساژ، به آسانی احساس خواب آلودگی به وجود می‌آید؟

همان‌طور که قبلاً گفتیم، تمام پدیده‌های فیزیولوژیکی، نتیجه تعادل بین تأثیرات متضاد است. کاری که ماساژ انجام می‌دهد این است که تعادل را از استرس دور می‌کند به سمت تمدد اعصاب و التیام هدایت می‌کند. همه چیز در این شرایط خیلی خوب است، نه؟

error: این محتوا محافظت شده است :)